نحوه برخورد با اتفاقات اجتناب ناپذیر

نحوه برخورد با اتفاقات اجتناب ناپذیر

نحوه برخورد با اتفاقات اجتناب ناپذیر

اتفاقات اجتناب ناپذیر در زندگی همه آدمها وجود دارند که ناچاریم با آنها کنار بیاییم شیوه برخورد با اتفاقات اجتناب ناپذیر

چون مقاومت در این شرایط کاری بیهوده است مانند فوت یکی از آشنایان.

در ادامه نحوه برخورد با این گونه اتفاقات را بیشتر و بهتر بررسی می کنیم.

بدیهی است که اتفاقات به خودی خود نمی توانند شما را سعادتمند یا بدبخت کنند، بلکه

عکس العمل شما در مقابل آنهاست که نوع احساسات ما را تعیین می کند.

هر فرد در مواجهه با اتفاقی که برایش رخ می دهد با خود فکر می کند که چرا این اتفاق برای دیگران نیفتاده و برای من افتاده؟

البته اگر واقع بین باشد می تواند ببیند که برای دیگران هم از این نوع اتفاقات افتاده

و شاید به مراتب بدتر، حتی در برخی موارد هم او به شخص حادثه دیده دلداری هم داده است.

بنیانگذار فروشگاههای زنجیره ای پنی در کشور آمریکا می گوید:

اگر تا آخرین سنت پولهایم را از دست بدهم نگران نخواهم شد، زیرا می دانم از

نگرانی هیچ حاصلی بدست نمی آید. در مورد هر موضوعی هر کاری از دستم برمی آید انجام می دهم و باقی را به خدا می سپارم.

هنری فورد رئیس و بنیانگذار شرکت خودروسازی فورد آمریکا:

وقتی نمی توانم در مورد موضوعی کاری کنم، آن را رها می کنم تا خودش برای خودش کاری کند.

اپیکتتوس فیلسوف رومی: فقط یک راه سعادت وجود دارد و آن هم این است که درباره چیزهایی که ورای قدرت یا اراده تان هستند، نگران نشوید.

در مقابله با اتفاقات اجتناب ناپذیر، این جمله استادان ورزش رزمی جوجیتسو را ملکه ذهن کنیم:

همچون بید خم شو، همچون بلوط مقاومت کن.

نحوه برخورد با اتفاقات اجتناب ناپذیر

آیا تا به حال به اختراع چرخهای اتومبیل فکر کرده اید؟

اوایل تولیدکنندگان چرخ سعی می کردند چرخهایی بسازند که در مقابل ضربات جاده ها مقاومت کنند.

این چرخها خیلی زود تکه تکه می شدند. سپس آنها چرخهایی ساختند که بتوانند

ضربات جاده ها را جذب کنند، این چرخها قدرت ” تحمل” داشتند.

اگر بخواهید عمر بیشتری به همراه آرامش داشته باشید تنها راه همین است که برابر اتفاقات

اجتناب ناپذیر مقاومت نکنید وگرنه دچار نگرانی و اضطراب و تنشهای عصبی خواهید شد.

فردی را در جنگ مسئول انبار مهمات کردند که قبلا سابقه ای در این کار نداشت و به همین علت

ترس بر وجودش مستولی شد. قرار شد آموزش دو روزه ای ببیند که بعد از آموزش اوضاع بدتر هم شد

چون الان دیگر بیشتر به سختی مسئولیتش پی برده بود.

خود این فرد می گوید در ماموریتی از او خواسته شد تا محموله ای را با کشتی انتقال دهد.

کارگرانی که با او بودند زور زیادی داشتند ولی درباره مواد منفجره اطلاعاتی نداشتند.

ترس بر او چیره شده بود ولی فکر اینکه فرار کند و آبروی خودش و پدر و مادرش را ببرد

اجازه نداد تا این کار را انجام دهد. در آخر این فرد با خود گفتگویی کرد:

(( تو قرار است با انفجار مهیبی به هوا بروی. خب! حرف حسابت چیست؟ تو که اصلاً

متوجه نخواهی شد چه اتفاقی پیش آمده است. مرگ بسیار آسان است! خواهی دید

که خیلی آسانتر از سرطان است. احمق نباش تو که نمی توانی توقع داشته باشی

تا ابد زندگی کنی! تو باید یا این کار را بکنی یا تیر بارانت خواهند کرد. تازه خواهی دید که این کار را دوست هم خواهی داشت.))

چند بار این حرفها را با خودش تکرار کرد تا توانست بر ترسش غلبه کند.

دعای گرانبهایی که خواندنش باعث می شود بتوانیم نگرانی را از ذهنمان دور کنیم:

پروردگارا به من آرامشی عطا فرما

که بتوانم چیزهایی را که قادر به عوض کردنشان نیستم بپذیرم

به من شجاعتی عطا فرما

که بتوانم چیزهایی را که می توانم عوض کنم

و بصیرتی که تفاوت این دو را بفهمم.

تهیه و تنظیم:  وبسایت ریلکسم 

, , ,
درس مهمی درباره نگرانی در زندگی که از قانون میانگین آموختم
برای نگرانی هایتان حد ضرر بگذارید

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.