حواست به داشته هایت است؟

حواست به داشته هایت است؟

حواست به داشته هایت است؟

 

در زندگی همه ما فراز و نشیب های زیادی وجود دارد که فقط خودمان آنها را با جزییات دقیق

اطلاع داریم و می‌دانیم. حتی گاهی نزدیکترین فرد به ما هم از وجود بعضی اتفاقاتی که

برای ما افتاده، بی‌خبر است چون یا خودمان نخواسته‌ایم متوجه شود یا در موقعیتی بوده

که کسی حضور نداشته است.

هدف انسان در زندگی دو چیز است:

اول به دست آوردن آنچه که می خواهد و دوم لذت بردن از آن. فقط عاقل‌ترین آدمها هستند

که به مورد دوم دست می یابند!.

حدود ۹۰ درصد از امور زندگی ما مطابق میلمان است و حدود ده درصدش مخالف میل ما هستند.

اگر می‌خواهیم احساس خوشبختی کنیم فقط باید روی همان ۹۰ درصد تمرکز کنیم و از درصدی

که مطابق میل‌مان است چشم بپوشیم.

حواست به داشته هایت است؟

البته این حرفها برای این نیست که از تلاش کردن برای بدست آوردن چیزهای بهتر دست بکشیم

بلکه منظور این است که باید دید چقدر ارزش دارد که برای آن ماشین، خانه، یا هر هدف مادی

دیگری داریم سلامتی‌مان را به خطر می‌اندازیم و وقت خودمان را تلف می کنیم.

آیا شما حاضرید چشمهایتان را یک میلیارد تومان بفروشید؟ به ازای از دست دادن هر دوپا یا دستتان

چه چیزی می‌خواهید که هم‌سنگ و هم ارزش آن باشد؟ برای خانواده‌تان چه قیمتی می‌پردازید؟

آیا غیر از این است که اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌تان به خطر بیفتد حاضرید همه دارایی‌تان را بدهید تا او بهبود یابد؟

دارایی‌هایتان را جمع بزنید، آن وقت خواهید فهمید که به ازای همه ثروت دنیا حاضر نیستید روی آنها قیمت بگذارید.

آیا ما شکر نعمتهایی که داریم را به جا می‌آوریم؟ افسوس، نه!

شوپنهاور می‌گوید: « کمتر به چیزهایی که داریم فکر می کنیم، بلکه مدام به چیزهایی

که نداریم، می‌اندیشیم.» تمایل به فکر کردن به آنچه که نداریم به جای فکر کردن به

چیزهایی که داریم، بزرگترین تراژدی کره زمین است.

آیا دلتان می خواهد بدانید چطور حتی ظرف شستن هم می‌تواند یک تجربه جالب و جذاب باشد؟!

خانم بورگ هیل دال نویسنده کتاب می خواستم ببینم که حدود پنجاه سال نابینا بوده

است در کتابش می‌نویسد: «فقط یک چشم داشتم و آن هم چنان پوشیده از زخم و

جراحت بود که به ناچار از یک روزنه کوچکی که داشت، همه جا را می‌دیدم. کتاب را

فقط وقتی می‌توانستم بخوانم که آن را کاملاً به صورتم می‌چسباندم و یک چشمم را

با نهایت سختی به طرف چپ برمی‌گرداندم.»

پس از مدتها این زن با عمل چشم توانست بینایی‌اش را چهل برابر گذشته کند و آن زمان

بود که همه کارهای دنیا برایش شور و هیجان خاصی داشت حتی ظرف شستن!.

 

اعضای بدن ما نعمتهایی هستند که چون از بدو تولد آنها را داشته‌ایم قدر آنها را به درستی

نمی‌دانیم و ناشکری می‌کنیم. افراد زیادی وجود دارند که ثروتمند هستند ولی بچه آنها بیماری‌ای

دارد که حتی این ثروت را به کامشان تلخ می‌کند و هر چه درمان هم می‌کنند موثر نیست

ولی چون ما فقط ظاهر زندگیشان را می‌بینیم، قضاوت سطحی داریم.

 

بیایید از همین الان:

نعمت‌هایی را که خدا به شما داده است، بشمارید و از شمردن مسایل و مشکلات خود دست بردارید!

تهیه و تنظیم:  وبسایت ریلکسم

سه دلیل برای اینکه طرز تفکرتان را تغییر دهید؟
خودت را پیدا کن و خودت باش

پست های مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.